هنر انقلاب

دوشنبه 22 آذر 1389

ماهیت رسانه و نفی راز

نویسنده: روح الله رجبی   

ما در دروه ای زندگی می کنیم که بدیهیات عجیبی برای خود فرض کرده ایم و آن بدیهی را مبنای نظام سازی فلسفی، هنری و علمی کرده ایم. یکی از بدیهی ترین بدیهیات عصر ما این است که رسانه ها ابزارهای اصلی سازنده فرهنگها هستند و ما به هر صورت که بخواهیم می توانیم از این ابزارها در جهت اهدافمان استفاده کنیم. مثلا می توانیم این ابزارها را در جهت ترویج دین به کار بگیریم. فقط کافی است همت داشته باشیم و شیوه استفاده و بهره برداری از آن را یاد بگیریم.
اما از آنجا که هر امر بدیهی، تاریخی است و در نسبت با نظام کل فلسفی تعریف می شود، باید سعی کنیم به این بدیهیات با دقت مضاعف بیاندیشیم. عالم ما رسانه ای شده است و بنا بر این بدیهی این روزگار، مطلق العنان بودن رسانه ها در جهت دهی به فرهنگها است. اما بهتر است کمی درباره بدیهی این دوران تامل کنیم تا ببینم می توانیم پیش فرضهای این بدیهی را استخراج کنیم و آن را از بداهت خارج کنیم.
یکی از اصلی ترین شعارهای رسانه های مدرن از بدو تاسیس تاکنون، شعار رساندن اطلاعات به دست تمام طبقات مردم است. این شعار با زبان های گوناگون بیان شده و ابزارهای تکنیکی رسانه ای خاصی آنها را پشتیبانی کرده اند. برخی آن را دموکراسی رسانه ای خوانده اند و قائل اند که اقتضای دموکراسی، هموار کردن راه برای دسترسی تمام مردم به تمام اطلاعات است. به نظر من این شعار یکی از بهترین و فلسفی ترین شعارهای عالم رسانه ای ماست. این شعار هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ تاریخی مورد تایید است.
اما در تفکر دینی، عالم منقسم به غیب و شهادت است و این منطق، جاری در تمام شوون زندگی انسان است. در صحنه اجتماع نیز این منطق تبدیل به رتبه دار شدن جامعه می شود. نظریه طبقاتی بودن جامعه در مقابل این نظر قرار دارد و باید به این امر التفات فراوان کرد. در نظرگاه دینی جامعه طبقات ندارد بلکه «مراتب» دارد. در مرتبه ای عوام قرار دارند که ظاهر و عبارات قرآن را درک می کنند، در طبقه ای خواص قرار دارند که اشارات قرآن را درک می کنند و در مرتبه ای اولیاء قرار دارند که لطائف قرآن را درک می کنند. امام صادق (ع) راجع به قرآن می فرمایند: عباراته للعوام، اشاراته للخواص، لطائفه للاولیاء و حقائقه للانبیاء. بنا بر این می بینیم که هر مرتبه از جامعه در نسبت با مرتبه دیگر در حجاب است و مراتب پایین تر حجاب ضخیم تری دارند و مراتب بالاتر حجاب کمتری دارند. در تفکر دموکراتیک مدرن، جامعه دارای طبقاتی است که دارای هویت های خاص خود هستند که هر کدام بالاستقلال فهم و سبک زندگی خاصی دارند. این نظریه با تفکر دینی در تضاد است چرا که مسئله اصلی دین «راز» و «اهلیت راز» است و جامعه دینی بر اساس اختفاء و فتوح راز رتبه بندی می شود. به همین دلیل است که در اغلب کتب عرفانی، فلسفی، نظری و غیره می بینیم که از در دسترس قرار دادن کتاب نزد نااهل حذر داده شده است. همین کتاب اشارات یا اسفار نیز با این بحث آغاز می شود و نااهل بودن مخاطب را باعث تشویش جامعه و نظام معرفتی اجتماع می داند.
با این توضیحات مجمل می فهمیم که شعار اصلی رسانه های مدرن امری بدیهی نیست و در عوالم دینی قابلیت انطباق ندارد. رسانه های مدرن به موازات ولایت دموکراسی مدرن، سعی می کند که تمام اطلاعات را از عالی ترین مراتب اجتماعی به نازلترین مراتب اجتماعی بیاورد و با این کار، رازهای موجود میان مراتب اجتماعی از بین می رود و نااهلان با اهلان همسطح می شوند. این مسئله اقتضائات خاصی دارد:
1. علم (اعم از حکمت، فلسفه، نظریات و علوم تجربی و ...) باید به اطلاعات قلب ماهیت کند تا قابلیت فهم برای عموم داشته باشد.
2. رسانه به علت بهره گیری از زبان ساده، کمترین تلاش فکری را از مخاطب خود طلب می کند.
3. مسائل مراتب بالای اجتماع تبدیل به مسائلی مبتذل می شود و مسائل مراتب پایین اجتماع تبدیل به تشویش ذهنی مراتب بالای اجتماعی می شود.
4. طبقه ای متوسط در جامعه شکل می گیرد که وظیفه خود را واسطه گری میان این روابط به هم ریخته می کند و در نتیجه حاکمیت را به دست می گیرد.
در این دوران موجودی به نام «مخاطب» خلق می شود و «ذائقه» او ملاک انتخاب اطلاعات می شود. به عبارتی ذائقه مخاطب صورتی است که ماده اطلاعات را صورت می بخشد. دیگر کلم الناس علی قدر عقولهم بی معناست و «قابلیت انسان» ملاک انتقال معرفت نیست. در این عصر اطلاعات، کمترین تعمق و معرفت یافت می شود و مخاطبان رسانه ها، همج الرعاع هستند. در این دوران اطلاعات دیگر معرفتی از جنس حضور و اشراق نیست که با سیر و سلوک حاصل شود، بلکه امری دلبخواه است که با کمترین تحرک جسمی و روحی فراهم می شود و باعث تغییرات طبقاتی و اجتماعی می شود. در این دوران پدیده مُد، هویت ساز موجودات رسانه ای است.
گردش علم و معرفت نیز در جامعه دینی به نحوی دیگر است که با گردش اطلاعات در دوران ما تفاوت ماهوی دارد. بنا بر این سکولاریسم و نفی راز و امر قدسی ملازم تفکر رسانه ای حاکم بر دوران پست مدرن است.
................................................................................................................................
بعد التحریر:
لینک این مطلب در سایت پارسینه:
ماهیت رسانه و نفی راز

شنبه 13 آذر 1389

ما و موسیقی های زیرزمینی

نویسنده: روح الله رجبی   

افتتاح: در ابتدا که وارد سالن همایش های مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام شدم، قبل از هر چیز موبایلم خاموش شد و به محض اتمام جلسه آنتن موبایل بی چاره ام برگشت. بعد از آغاز این نشست با عنوان «بررسی موسیقی زیرزمینی در ایران»، کم کم متوجه شدم که این جلسه بیشتر برای تعریف و تمجید از موسیقی های زیرزمینی و مسخره کردن دولت و نیروی انتظامی برگزار شده است و البته از دست راست آقای هاشمی (یعنی حسن روحانی) غیر از این انتظاری نبود. سخنرانان این جلسه دکتر مسعود کوثری، داورپناه، خادمی، صداقت پیشه و ایمانی بودند.
...............................................................................................................................
یکی از اصلی ترین مشکلات مملکت فخیمه ما ایران، مسئله موسیقی است. البته این مسئله بیشتر شبه مسئله است و توهمی بیشتر نیست. در جامعه ای که زمانی مهد موسیقی بود و بزرگانی مانند صفی الدین ارموی، میر سید شریف جرجانی، مراغه ای و هزاران استاد موسیقی پرورش داده بود و سراسر جهان را متاثر از خود کرده بود، به وضعیتی رسیدیم که موسیقی های زیرزمینی نیز برایمان مسئله (یا شبه مسئله) شد.
فارابی در کتاب موسیقی کبیر خود نظام پرده و نیم پرده را پیشنهاد می دهد. بعد از او این نظر در میان موسیقی دانان ایران و جهان اسلام منشا اثر نشد و آنها نظام زلزل و موسیقی دانان غیر درباری را سرمشق کار خود قرار دادند. اما جالب اینجاست که باخ موسیقی دان غربی، به عنوان یکی از اصلی ترین موسیقی دانانی که موسیقی کلاسیک رنسانس و حتی موسیقی دوره جدید را شکل داد، همان نظام فارابی را تقلید کرد و به جهان غرب شناساند. نظام موسیقایی فارابی در غرب منشا اثر شد.
با تغییر در ذائقه مردم مسیحی اروپای غربی و آمریکا و کم کم اروپای شرقی و منطقه بیزانس و کم کم همه جهان مسیحی یهودی، نظامی از موسیقی شکل گرفت که متناسب با فضا و عالم مدرن بود. نظامی که در آن موسیقی، تامین کننده لذت سمعی ساکنان این عالم بود. سیر این موسیقی به نحوی است که از موسیقی کلاسیک کنده شد به موسیقی مدرن رسید و در دوران ما با افول مواجه شد. موسیقی دوران ما، اعطاء صورت مدرن به ماده موسیقی های قدیمی است، موسیقی هایی نظیر موسیقی های اقوام بربر آمریکای یا آفریقایی یا موسیقی های جهان اسلام یا موسیقی های اقوام دیگر. این سیر متناسب با سیر تمدن غرب است که در نهایت آن، تمام هم و غم مدرنیته در دوران پس مدرن، اعطای صورت مدرن به تمام تاریخ بشر و اجرای طرح های توسعه است. غرب هم اکنون خود را واهب الصور تاریخ های اقوام دیگر می داند و سعی بر جهانی سازی خود دارد.
موسیقی ایران در چنین وضعی زیست می کند. موسیقی ای که از اغلب پایگاه های اجتماعی خود بریده شده و در فضایی انتزاعی زندگی می کند. عالم ما ایرانیان مسلمان انقلابی دیگر عالم موسیقی دانان قدیمی نیست. ما در میان دو عالم گرفتار شده ایم. ما معلق میان سنت و تجدد زیست می کنیم و هنوز به وضع مطلوب دست پیدا نکرده ایم. موسیقی ما هم به همین صورت از تمام پایگاه های مذهبی و انقلابی فاصله گرفته است. با فاصله گرفتن موسیقی سنتی از این پایگاه ها و تجمع در زیر لوای پایگاه های استکباری، دولتی و اشرافی، موسیقی هایی پا به میان می گذارد که هیچ سابقه ای در فرهنگ ما ندارد و با هویت تاریخی و ساختاری ما نسبتی ندارد. در این وضعیت فهم سمعی و موسیقایی ما به هم می ریزد و گروه های اجتماعی خاص با علایق خاص شکل می گیرد. این گروه بندی اجتماعی منجر به تعارض هویتی میان مردم می شود و کار و بار آنها را به هم می ریزد.
در چنین شرایطی موسیقی های زیر زمینی معنا و پایگاه اجتماعی پیدا می کنند. بهتر است بگوییم که اصلی ترین علت جذب برخی از جوانان پولدار و سرمایه دار و روشنفکر به این نوع موسیقی، مخالفت رسانه ای این نوع موسیقی با گفتمان رسانه ای حاکم بر جامعه است. به قول شادمهر عقیلی «وقتی ما تلوزیونی شدیم مخاطبانمان کم شد». حقیقت همین جمله است و بس. موسیقی زیرزمینی به علت مخالفت با نظام رسانه ای حاکم، سعی در بازتعریف هویتی معارض و شبه انقلابی است که سعی می کند با ساختارهای موجود در ذائقه عمومی جامعه به مبارزه برخیزد. شاید به همین دلیل است که اصلی ترین موضوعات این نوع موسیقی ها، اعتراض و انتقاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.
جالب تر اینجاست که برخی از مدعیان انقلاب اسلامی در میان حزب اللهی ها هم خواستار استفاده از سبک موسیقی های زیرزمینی برای ترویج اهداف انقلاب هستند. حال آنکه همه کسانی که با غرب و نظام آن آشنا هستند می دانند که غرب خواستار شنیدن موسیقی هایی است که با هویت ملی ایرانیان عجین شده است.
این نوع موسیقی ها، بدون پشتوانه های نظری و هنری هستند و صرفا «رسانه» هایی هستند که در «جهان رسانه ای ما» معنا و هویت پیدا کرده اند. فرض کنید که ما روزنامه، مجله، سینما، تلوزیون، رادیو و خصوصا اینترنت نداشتیم، آیا چیزی به نام موسیقی های زیرزمینی می توانست عرض اندام کند؟ در جهان رسانه ای، هر چیزی که بتواند هویت های مجازی و زودگذر ایجاد کند مورد تایید است و وارد ساختار نظام رسانه می شود.
در چنین وضعیتی، در مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسه ای برگزار شد که سعی شد اثبات شود که «این هم نوعی موسیقی است و بهتر است آن را به رسمیت بشناسیم». البته نمی دانم این ادعای سخیف، چه نفعی برای گفتمان مورد حمایت آقای هاشمی دارد ولی از نظر استراتژیک نکته مثبتی نیز در آن وجود دارد.
بهترین راهکار برای مقابله با این نوع موسیقی بی هویت، وارد کردن  آن به گفتمان رسانه ای حاکم بر جامعه است. اگر صدا و سیما و نهادهای رسانه های گروهی بتوانند به ظرافت تمام سعی کنند که موسیقی های زیر زمینی را رو زمینی کنند، ما دیگر مواجه با چیزی به نام موسیقی زیرزمینی نخواهیم بود. البته باید توجه داشت که از آنجا که در جامعه ما در اغلب موارد توان مدیریت فرهنگی وجود ندارد و مبارزه با فرهنگ بیگانه به صورت نرم، معمولا منجر به مبارزه و تخریب فرهنگ خودی می شود، این امر باید در دستان گروهی هنرمند، جامعه شناس و فیلسوف باشد که توان استراتژی نویسی داشته باشند.

افتتاح: چندی پیش دکتر ابراهیم فیاض، استاد ارتباطات، فرهنگ، جامعه شناسی، مردم شناسی، معرفت شناسی و غیره سخنانی راجع به حافظ شیرازی داشت که با اینکه تکراری بود و تاریخ نویسان فراماسون همین مطالب را قبلا بیان کرده بودند، اما به نظر بنده به شدت قابل نقد است. ایشان در نشستی با عنوان «سینما و امنیت باز» در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات سخنرانی داشتند.
...............................................................................................................................
ایشان حافظ را هنرمندی دانست که تعهدی به جامعه نداشت و در زمانی که مغولان مشغول تار و مار و غارت ایران بودند به جای اینکه به هنر انقلابی روی بیاورد، به مدح معشوقان و گل و بلبل و غیره پرداخت. از نظر ایشان سعدی مقامی بسیار بالاتر داشت زیرا هم در مقابل مغولان تاحدی ایستاد و هم هنر اخلاقی اجتماعی داشت. البته برخی از این جملاتی که عرض شد برداشت من از سخنان ایشان بود. اما به هر حال از نظر ایشان هنر حافظ هنری بود که فارغ از جامعه بود.

دکتر ابراهیم فیاض

با وجود آنکه من بسیار به این استاد خلاق و متخیل علاقه دارم و طرفداری قلبی ایشان از فقرا و مستضعفان را به شدت تحسین می کنم، اما به نظرم می رسد که سخنان ایشان به چند دلیل قابل نقد است.
نکته اول این است که آیا هنر باید امری اجتماعی و در خدمت جامعه باشد؟ آیا هنری که از احوال و مقامات غیبی می گوید هنر نیست؟ آیا هنر انقلابی و متعهد هنری است که صرفا به حوداث زودگذر تاریخی اجتماعی و سیاسی بپردازد؟ به نظر بنده این مسئله بسیار مهم است چون آرام آرام در میان طایفه ما (مذهبی های انقلابی) در حال گسترش است که هنر انقلاب یعنی هنر سیاسی اجتماعی. در حالی که این امر بسیار اشتباه است.
نکته دوم آن است که تعریفی که ما از هنر داریم تعریف غلطی است. ذات هنر قدسی متعالی از من و ما و به عبارتی ورای فرد و جامعه قرار دارد. شاید به تعبیری بتوان گفت که متعلق به فراتاریخ است. هنر گزارشی است از اسماء متحقق و متجلی در یک عصر و بیان و تبیین آینده تاریخ از منظر این اسماء متجلی. بنا بر این لزومی ندارد که بزرگترین شاعر جهان اسلام (حافظ شیرازی) درباره حمله مغولان یا فلان مسئله سیاسی اجتماعی شعر بسراید. نکاتی که حافظ شیرازی درباره نفسانیت و انحاء ظهورات آن گفته است، مانند پیشگویی ای می ماند که انذاردهنده تاسیس عالمی است که در آن نفسانیت و سوبژکتیویسم و اومانیسم، اسم حاکم بر آن است.
نکته سوم آن است که هنر انقلاب، دقیقا باید به این جایگاه دست پیدا کند، جایگاهی که گزارشگر اسماء حاکم بر دوران مدرنیته و پست مدرنیته و اسماء حاکم بر انقلاب اسلامی مستضعفان ایران باشد. این امر مستلزم آن است که ما به نظم و نثری دست پیدا کنیم که علاوه بر داشتن رسانه یا قالب متناسب با این هدف، بتواند از ورای حوداث تاریخی به انقلاب و دشمنانش نظر کند. هنر، نوعی تفکر متعالی است اما در دوران کنونی و خصوصا در ایران این جایگاه کم کم به جایگاهی حاشیه ای تبدیل می شود. هنرمندان خود متفکرین بزرگ یک جامعه هستند.

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :