تبلیغات
هنر انقلاب - نقدی بر نظر دکتر ابراهیم فیاض درباره حافظ

هنر انقلاب

افتتاح: چندی پیش دکتر ابراهیم فیاض، استاد ارتباطات، فرهنگ، جامعه شناسی، مردم شناسی، معرفت شناسی و غیره سخنانی راجع به حافظ شیرازی داشت که با اینکه تکراری بود و تاریخ نویسان فراماسون همین مطالب را قبلا بیان کرده بودند، اما به نظر بنده به شدت قابل نقد است. ایشان در نشستی با عنوان «سینما و امنیت باز» در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات سخنرانی داشتند.
...............................................................................................................................
ایشان حافظ را هنرمندی دانست که تعهدی به جامعه نداشت و در زمانی که مغولان مشغول تار و مار و غارت ایران بودند به جای اینکه به هنر انقلابی روی بیاورد، به مدح معشوقان و گل و بلبل و غیره پرداخت. از نظر ایشان سعدی مقامی بسیار بالاتر داشت زیرا هم در مقابل مغولان تاحدی ایستاد و هم هنر اخلاقی اجتماعی داشت. البته برخی از این جملاتی که عرض شد برداشت من از سخنان ایشان بود. اما به هر حال از نظر ایشان هنر حافظ هنری بود که فارغ از جامعه بود.

دکتر ابراهیم فیاض

با وجود آنکه من بسیار به این استاد خلاق و متخیل علاقه دارم و طرفداری قلبی ایشان از فقرا و مستضعفان را به شدت تحسین می کنم، اما به نظرم می رسد که سخنان ایشان به چند دلیل قابل نقد است.
نکته اول این است که آیا هنر باید امری اجتماعی و در خدمت جامعه باشد؟ آیا هنری که از احوال و مقامات غیبی می گوید هنر نیست؟ آیا هنر انقلابی و متعهد هنری است که صرفا به حوداث زودگذر تاریخی اجتماعی و سیاسی بپردازد؟ به نظر بنده این مسئله بسیار مهم است چون آرام آرام در میان طایفه ما (مذهبی های انقلابی) در حال گسترش است که هنر انقلاب یعنی هنر سیاسی اجتماعی. در حالی که این امر بسیار اشتباه است.
نکته دوم آن است که تعریفی که ما از هنر داریم تعریف غلطی است. ذات هنر قدسی متعالی از من و ما و به عبارتی ورای فرد و جامعه قرار دارد. شاید به تعبیری بتوان گفت که متعلق به فراتاریخ است. هنر گزارشی است از اسماء متحقق و متجلی در یک عصر و بیان و تبیین آینده تاریخ از منظر این اسماء متجلی. بنا بر این لزومی ندارد که بزرگترین شاعر جهان اسلام (حافظ شیرازی) درباره حمله مغولان یا فلان مسئله سیاسی اجتماعی شعر بسراید. نکاتی که حافظ شیرازی درباره نفسانیت و انحاء ظهورات آن گفته است، مانند پیشگویی ای می ماند که انذاردهنده تاسیس عالمی است که در آن نفسانیت و سوبژکتیویسم و اومانیسم، اسم حاکم بر آن است.
نکته سوم آن است که هنر انقلاب، دقیقا باید به این جایگاه دست پیدا کند، جایگاهی که گزارشگر اسماء حاکم بر دوران مدرنیته و پست مدرنیته و اسماء حاکم بر انقلاب اسلامی مستضعفان ایران باشد. این امر مستلزم آن است که ما به نظم و نثری دست پیدا کنیم که علاوه بر داشتن رسانه یا قالب متناسب با این هدف، بتواند از ورای حوداث تاریخی به انقلاب و دشمنانش نظر کند. هنر، نوعی تفکر متعالی است اما در دوران کنونی و خصوصا در ایران این جایگاه کم کم به جایگاهی حاشیه ای تبدیل می شود. هنرمندان خود متفکرین بزرگ یک جامعه هستند.

نظرات() 
std screening
دوشنبه 5 تیر 1396 04:02 ق.ظ
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در
آغاز آیا واقعا حل و فصل کاملا با من پس
از برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما قادر
به من مؤمن متاسفانه فقط برای بسیار در حالی که کوتاه.

من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در
منطق و یک خواهد را خوب به کمک پر همه کسانی معافیت.
که شما در واقع که می توانید انجام من را قطعا
بود مجذوب.
لوح
دوشنبه 4 بهمن 1389 03:16 ب.ظ
لطفا اصلاح فرمایید. لوح ربطی به استاد رضا امیرخانی ندارد و سالهاست ایشان از آن سایت رفته اند. اکنون ایشان سایت خودشان ارمیا دات آی آر را دارند
محمدرضا وحیدزاده
شنبه 13 آذر 1389 11:24 ق.ظ
سلام روح‌الله
بر خلاف من خیلی خوب است که خلاصه می‌نویسی
گرچه این تلخیص در مطلب قبلی که انبوهی از مفاهیم و نکته‌های عمیق را در خود نهان داشت کمی باعث درهم‌تنیدگی و تعقید متن شده بود. نظرات تو و فیاض را هم در خصوص حافظ خواندم. از آنجا با تو از اساس در تعریف از هنر مشکل دارم قاعدتا باید حق را به فیاض می‌دادم. اما به نظرم کمی پیچیده‌تر از این‌ها بود. مضاف بر آنکه صغری و کبری فیاض هم برای نتیجه‌گیری صحیح نبود. باید بیشتر به نظرت فکر کنم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :