تبلیغات
هنر انقلاب - ارتباطات میان فردی و حد و حدود رسانه ها

هنر انقلاب

یکی از اصلی ترین انواع ارتباطات میان افراد، ارتباطات گروهی است که در دوره اخیر تمدن غرب، با تاکید فراوانی مورد توجه قرار گرفته. این نوع از ارتباط به این صورت شکل می گیرد که میان فرستنده پیام و گیرنده آن، واسطه ای قرار می گیرد و آن واسطه نقشی بسیار مهم در انتقال پیام بازی می کند. به عبارت دیگر ارتباطات گروهی بنیان رسانه ها هستند. البته باید بگویم که رسانه های مدرن با رسانه های سنتی تفاوت های بنیادینی دارد که اکنون نمی توان به آنها پرداخت.

خصصه اصلی این نوع ارتباطات را می توان در ذیل دید:
منفعل سازی مخاطب
مجازی کردن ارتباطات
دموکراتیک کردن فلسفه، هنر و علم

رسانه ها به این علت که مخاطب خود را چهره به چهره نمی بینند و واکنش آنها را نسبت به پیام در همان لحظه ارسال پیام در دست ندارند، صرفا رساننده پیام هستند و به عبارتی با مخاطب گفتگو نمی کنند. این رسانه ها با فشار آوردن بر مخاطب سعی می کنند پیام را به وی القا کنند که در این صورت مخاطب منفعل است و هیچ گونه پاسخی نمی تواند نسبت به پیام داشته باشد.
این نوع ارتباطات، در نهایت مجاز قرار دارد و بر خلاف ارتباطات میان فردی، ارتباط واقعی نیست به این دلیل که رسانه ها واسطه انسانها و ارواح و حالات آنها شده اند. حتی رسانه های مدرن تر نیز مانند اینترنت نیز فضایی مجازی برای مخاطبان ایجاد می کند.
فلسفه، هنر و علم و اطلاعات در میان تمام مخاطبان، با وجود اختلاف سطوح درکشان پخش می شود و با این کار طبقات معنوی و اجتماعی انسان ها از میان می روند. "همه چیز برای همه کس در آن واحد در مکان واحد" شعار این نوع رویکرد به رسانه ها هستند. ماهیت رسانه های مدرن به گونه ای است که هدفش، رساندن تمام اطلاعات به تمام مردم در سراسر جهان است که این امر منجر به پوشیده شدن راز و امر قدسی و نیز سکولار شدن تمام سطوح زندگی خواهد شد.
اما در ارتباطات میان فردی، ارتباط از نوع ارتباط چهره به چهره است که معمولا در قالبهای روابط عاشق – معشوق، همسر – شوهر، دوست – دوست، والدین – بچه ها، و امام – طرفدار (شیعه) ظهور می کند. لذا می توان گفت که نهادهایی مانند نهاد خانواده، نهاد روحانیت، سلسله تصوف، شبکه های اجتماعی واقعی و غیره مصادیق نهادهای مبتنی بر ارتباطات میان فردی هستند.

خصیصه اصلی ارتباطات میان فردی را می توان در ذیل دید:
فعال سازی مخاطب
واقعی کردن ارتباطات
توجه به مراتب معنوی مخاطبان

مخاطب، شخصی است فعال در گفتگویی صمیمانه و از سر عشق یا حتی از سر نفرت با شخصی دیگر است و منطق پرسش و پاسخ بر ارتباط میان فرستنده پیام و مخاطب پیام حاکم است. ارتباط واقعی است و ارواح و حالاتشان در پیوندی بسیار نزدیک به هم قرار دارند و مفاهیمی مانند صله رحم، زیارت، عیادت و غیره در این نوع ارتباط قابل تفسیر است. در ضمن توجه به مرتبه مخاطب نیز بسیار مهم است و تفکر غیب مدار و رازمحور بر این نوع از ارتباط حاکم است حتی اگر این نوع از ارتباط، ارتباطی ضد دینی باشد.
پس می شود گفت که با این رویکرد، حد و حدود تاثیر رسانه ها مشخص می شود. رسانه ها فقط در فضایی موثر اند که ارتباطات میان فردی یا خود به خود ضعیف باشد یا به واسطه رسانه ها ضعیف شده باشد.

نظرات() 
cannabis
پنجشنبه 3 اسفند 1396 06:55 ب.ظ
این برای من یک سایت خوب است که بسیار عالی است
مفید برای حمایت از تجربه من. با تشکر admin
clash royale generator
چهارشنبه 18 بهمن 1396 10:56 ق.ظ
وبلاگ شگفت آور من آن را در حالی که جستجو در اخبار یاهو پیدا کردم.
آیا شما هر گونه راهنمایی در مورد چگونگی ثبت نام در اخبار یاهو دارید؟

من برای مدتی تلاش کرده ام اما هرگز به نظر نمی رسد که آنجا بمانم!
با تشکر
سجاد
یکشنبه 17 بهمن 1389 08:39 ب.ظ
سلام عزیز
ان شاء الله فرصتی بشه بیشتر گپ بزنیم
مطالبتو گرفتم بخونم
من هم دانشجوی دكتری فرهنگ و ارتباطات هستم
خیلی خوشحال میشم راجع به موضوعات مشترك گپ علمی داشته باشیم
خصوصا در باب ارتباطات میان فردی و امور فرهنگی
پاسخ روح الله رجبی : سلام. من هم خوشحال هستم. حتما با هم گپ خواهیم زد و من بسیار مشتاقم.
حامد
دوشنبه 10 آبان 1389 03:25 ب.ظ
"رهرو" آن است كه آهسته و پیوسته رود
محمدرضا وحیدزاده
دوشنبه 10 آبان 1389 02:23 ب.ظ
سلام روح‌الله این مطلبت رو خوندم. چیزهایی تازه یاد گرفتم
به نظرم این بخش:
ماهیت رسانه های مدرن به گونه ای است که هدفش، رساندن تمام اطلاعات به تمام مردم در سراسر جهان است که این امر منجر به پوشیده شدن راز و امر قدسی و نیز سکولار شدن تمام سطوح زندگی خواهد شد.
به کمی شرح نیاز داشت. من منظورت را فهمیدم . اما به نظرم خیلی یک‌دفعه‌ای رفته بودی سراغ موضوع. باید مخاطب را بیشتر در نظر می‌گرفتی
مطلب قبلیت را هم خواهم خواند
یا علی
پاسخ روح الله رجبی : سلام
خیلی ممنون. راست می گی یه کم زود رفتم سراغ اون مطلب. این مطلب رو حتما در پست های بعدیم شرح کامل می دم. ولی اجمالا در این پست هم گفتم که منظورم این است که تمام اطلاعات برای تمام مردم نیست و مردم باید در مراتبشان در نظر گرفته شوند. دوران ما دوران رقابت برای مدیریت اطلاعات مردمی و جذب افکار عمومی! است.
سید احمد
دوشنبه 10 آبان 1389 02:16 ب.ظ
سلام
داشتم مطلب رضا درباره دکتر پاینده رو میدیدم از اینجا سر درآوردم. استفاده کردم.
ضمنا مبارک باشه. خبرش رسید خوشحال شدم!
احمد رجبی
دوشنبه 10 آبان 1389 12:17 ب.ظ
سلام. با بحثی نیمه فلسفی-نیمه تاریخی به روزم. و منتظرت نظرات دوستان
محمدرضا وحیدزاده
دوشنبه 10 آبان 1389 10:32 ق.ظ
سلام روح‌الله
ممنون می شم این مطلب را ببینی و نظرت را بگی
http://piyaderavi.blogfa.com/post-36.aspx
یا علی
روح الله
یکشنبه 9 آبان 1389 08:46 ق.ظ
به احمد عزیز
خواهش می کنم چیز مهمی نبود. اما درباره تکنیک و ذات مدرنیته باید بگم که یادت باشه لطفا که تکنیک یک "نظام" هستش که هم مبادی و اصول داره هم غایت و هم منطق و روش. از همه اینها مهمتر نوعی نسبت وجودی است. بنا بر این تکنیک با ابزار تکنیک متفاوته. ما می تونیم ابزار تکنیک رو بگیریم و به قول شهید آوینی "خرق تکنیک" کنیم. یعنی از اون ابزار استفاده کنیم با حذف سیستم و نظام تکنیک و رسانه. به نظر من راه اصلی برای حذف نظام تکنیک در حوزه رسانه، تقویت نظام ارتباطات میان فردی و در خدمت قرار گرفتن رسانه های مدرن و سنتی برای همین منظوره. این تا اینجا باشه تا بعدا درباره راه کارها هم بحث کنیم.
از نظراتت هم ممنونم. واقعا تحریک می شم که بحث کنم و مطالبم رو ادامه بدم.
احمد رجبی
شنبه 8 آبان 1389 12:52 ب.ظ
تشکر فراوان. بحث خوبی شد. البته فکر کنم من فقط انگیزه ای دادم برای اینکه بیشتر تفصیل بدهی و بحثت روشنتر شود! کاملاً موافقم که ماشینیسم هم به سکولاریسم می انجامد. اما بنظرت راه حل چیست؟ حتماً مثل خودم خواهی گفت: نوعی تغییر کاربری ماشین و تکنیک که به تغییر ماهیتش برسد. مثل اینکه رسانه های مدرن را در خدمت مناسبات مستقیم و حقیقی بگیریم. آشکار است که بازگشت به گذشته ممکن نیست. مثل اینکه مردم را مجبور کنیم به جای تماشای تلویزیون بروند در قهوه خانه ها و برایشان برنامه نقالی ترتیب دهیم!! ولی میتوان به این اندیشید که ارزشهای آن نوع مثلاً نقالیها را از طریق رسانه های مدرن منتقل کنیم. اما آیا براستی میتوان چنین کرد؟ پاسخش برمیگردد به اینکه آیا تکنیک مدرن، صرفاً "ابزار" مدرنیته است یا اینکه "بالذات" تحقق خود مدرنیته است؟ ارائه پاسخ و طرح ایجابی دشوار است. حداقل برای من!
روح الله رجبی
شنبه 8 آبان 1389 11:04 ق.ظ
اصلا می دونی یکی از اصلی ترین مشکلات ما اینه که به این نوع سکولار شدن توجه نمی کنیم. سکولاریته همان سیطره تکنیک و ماشینیسم هستش. و لازمه تکنیک و ماشینیسم تکثیر اطلاعات و معرفت هستش که خودش منجر به نفی راز و سر می شه. توی اقتصاد و سیاست و غیره هم همین مشکل رو داریم که متاسفانه به اون توجهی نمی شه.
روح الله رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:58 ق.ظ
در ضمن من عدالت توزیعی رو در مقابل عدالت معاوضه ای قرار نمی دم و به هیچ کدوم اعتقاد ندارم. منظورم این نیست که باید گرفتار اشرافیت علم و معرفت بشویم. بلکه باید به نحوه توزیع علم توجه کنیم. اگر مبنای انتقال معانی، ارتباطات میان فردی باشه و چهره به چهره معانی منتقل بشه، بیشتر میشه به دینی بودن رسانه ها و عالم دست پیدا کرد.به قول حافظ: هر مرتبه از وجود حکمی دارد- گر حفظ مراتب نکنی زندیقی.
منظورم "راز" زدایی است. در رسانه های جدید مفهوم راز چگونه تحقق پیدا می کنه؟
اصلا سر و رازی وجود داره؟
روح الله رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:54 ق.ظ
منظورم از انفعال هم چیز دیگه ای بود. منفعل یعنی اینکه مخاطب ساکت هستش و در واقع پیام از یک طرف فقط منتقل می شود. البته انفعال صرف منظورم نیست. اون رو بذار کنار سکولاریته شدن رسانه ها و عالم شان و نیز مجازی شدن آن عالم. این رو باید بعدا بیشتر توضیح بدم.
غیب مدار هم به این معناست که تمام اطلاعات (اعم از دین، عرفان، هنر، فلسفه، علم و شاخه های آن) باید حتما "ظاهر" باشد و در دسترس همگان قرار بگیرد. این ظهور همان اصالت عالم شهادت هستش در مقابل عالم غیب. بعدا توضیح میدم.
روح الله رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:50 ق.ظ
دقیقا درسته که خط و روشهای کتبی انتقال معانی نیز نوعی رسانه به حساب می آیند ولی اولا به نظام رسانه ای عالم ماقبل مدرن توجه کن و ثانیا به این نکته توجه کن که من اصلا و ابدا مخالف حضور رسانه های مدرن و غیر مدرن در جامعه نیستم و آنها رو می پذیرم ولی باید بگم که وظیفه اصلی این رسانه ها باید تقویت ارتباطات میان فردی باشد نه اینکه ارتباطات گروهی (به واسطه رسانه ها) اصالت پیدا کند. مثلا تلفن باید باعث تحکیم نظام خانواده و ارتباطات اجتماعی شود نه اینکه صله رحم را کمتر و رابطه ها را تیره تر کند همانگونه که الان هستش. در عالم قدیم هیچ وقت رسانه ها مانند خط، کتاب و غیره، جای ارتباطات شفاهی و چهره به چهره رو نمی گرفت و اصالت نداشت. البته درباره یونان نظر دیگری دارم.
روح الله رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:45 ق.ظ
سلام به احمد جان عزیز
اما بعد...
1. نکته اول اینه که من بسیار اجمالی و در مواردی ناقص نوشتم چون بعدا هم این بحث رو ادامه می دم. پس حق باشماست اگه سوالات زیادی داشته باشی.
2. منظور من از رسانه صرفا یک جعبه به نام تلوزیون یا یک سالن به نام سینما و چند ورق به نام روزنامه نیست. منظورم از رسانه، نظام رسانه ای است. به این نکته خوب دقت کن. سیستم رسانه ای شامل موارد متعددیه. اولا تمام رسانه ها در کنار هم ثانیا رسانه ها در کنار حواشی آنها مانند سیستم ستاره سازی در سینما و غیره.
احمد رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:33 ق.ظ
کمی مبهم نوشته بودم. عدالت معاوضی، نظریه اقتصاد کلاسیک سرمایه داری است.
احمد رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:29 ق.ظ
بابت اطاله کلام ببخش! یک نکته دیگر: آنچه "دموکراتیک سازی" نامیده ای به معنای فراهم آوردن هر امکانی برای هر کس، در اصل بنظرم میرسد مبنای سوسیالیستی و کولکتیویستی داشته باشد که میخواهد همه چیز را در دسترس "توده"ها قرار داده و با تولید انبوه همه چیز، امکانات یکسانی را ، بدون توجه به استعدادهای فردی، برای همگان بوجود آورد. این همانی است که در نظریه های حقوقی بدان "عدالت توزیعی" میگویند دربرابر "عدالت معاوضی" که نظریه حاکم بر سرمایه داری ولیبرالیسم است. به نظرم آمد، شاید "مفهوم مخالف" نقدت بر دموکراتیک سازی، نوعی طرفداری از آریستوکراسی باشد. میدانم که اصل بحثت ناظر به مراتب معنوی بود ولی میتوان از مبانی اش این لوازم را بیرون کشید. یعنی مثلا میتوان بر اساس مبنایی که بیان کردی حتی به نفع سرمایه داری در نظام آموزشی اسدلال کرد که مثلاً تأسیس مدارس خصوصی برای افرادی که امکاناتش را دارند و ایجاد طبقه elite بسیار بهتر است تا فراهم کردن آموزش عمومی و یکسان برای توده ها. میدانم که از بحثت دور شدم، فقط خواستم کمی تحریک بشوی برای ادامه بحث و تبادل نظر! یا حق
احمد رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:19 ق.ظ
درباره آثار رسانه ها نیز چند سوال هست: فکرمیکردم شاید دررابطه مستقیم، مخاطب بیشتر منفعل شود. مثالی ساده ازموسیقی:من وقتی استادی بزرگ مثل لطفی را از نزدیک در حال نوختن میبینم، خود "حضورش"آنچنان تاثیرگذار است که من منفعل میشوم و یکسر از کارش تعریف میکنم، اما وقتی صوت ضبط شده همان اجرا را گوش بدم، فارغ از آن حضور سنگین از حالت انفعال بیرون آمده و خیلی جاهای کارش را به راحتی نقد میکنم! فکر میکنم هرکسی چنین تجربه هایی داشته. تو در مواجهه باواسطه، فارغ از تاثیرات شخصی و حواشی آن به خود متن اصلی پیام توجه میکنی. شاید از جهاتی حرفم شبیه شود به تئوری مرگ مؤلف. از این حیث، شاید بتوان اساساً حقیقی و مجازی بودن دریافت پیام را طور دیگری تفسیر کرد و گفت مثلاً مواجهه باواسطه ما را به نحو حقیقی با نفسِ پیام روبرو میکند. همینطور نفهمیدم که به چه معنا صرف رابطه مستقیم - حتی اگر ضد دینی باشد - به چه معنا "غیب مدار" است؟
احمد رجبی
شنبه 8 آبان 1389 10:11 ق.ظ
سلام به روح الله عزیز. بسیار استفاده کردیم! البته بیشتر از این متن، بطور شفاهی و بیواسطه ی رسانه، بحثت را شنیده بودم! نکاتی بنظرم میرسد که بیشتر طرح پرسش است و دوست دارم بحث را ادمه بدهی: درباره رسانه های ماقبل مدرن، درواقع مهمترینشان و مادر همه رسانه ها خود "خط" است که مبدأ تاریخ قرار میگیرد و از ارتباط چهره به چهره فراتر رفته و زبان مکتوب را بوجود میاورد. آیا نفس پیدایش زبان مکتوب دربرابر زبان شفاهی، باعث همین اثزات رسانه های مدرن یشود. به یک معنا باواسطه ترین و قدیمیترین رسانه عمومی، کتاب است. کتاب، برعکس نامه نگاری برمبنای ارتباط مستقیم نیست و فرستنده و گیرنده پیام هیچیک همدیگر را نمیشناسند و همینطور با انتشار آن، احوال نویسنده بدون توجه به مرتبه مخاطب در دسترس عموم خوانندگان قرار میگیرد. پس میتوان همین آثار مخرب رسانه مدرن را بر کتاب نیز بارکرد؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :